خانه عناوین مطالب تماس با من

حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

دسته‌ها

  • حسام الدین شفیعیان-عکاسی 1067
  • حسام الدین شفیعیان-فیلمبرداری 58
  • عیسی مسیح 22
  • حسام الدین شفیعیان-شعر 17
  • حسام الدین شفیعیان 101
  • عکاسی1 10
  • عکاسی2 11
  • عکاسی3 42
  • عکاسی4 37
  • عکاسی5 14
  • عکاسی6 12
  • عکاسی7 8
  • مسیحیت 10
  • عکاسی 58
  • گوناگون 1

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • آخرین یادداشت خوش آمدید
  • غزل شماره 106 دیوان حافظ
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان

بایگانی

  • مهر 1400 1469

جستجو


آمار : 4949 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • ((رویای پنهان)) دوشنبه 26 مهر 1400 16:49
    صدای در کتری که داشت خودش رو می زد و نسیم بهاری و قاب عکس گوشه ی اتاق و پیرزنی که خیره به عکس نگاه می کردهمه و همه منو به این سمت از زندگی می کشید که با هم بودن و دیگر برای همیشه از هم جدا بودن را در ذهنم مجسم می کرد با گذری به کودکی خودم را می دیدم که بدون هیچ دغدغه ای در حال بازی کردن و کندن گیلاس از درخت و خواندن...
  • کافه تاریکی دوشنبه 26 مهر 1400 16:47
    صندلی گرد و میزد گرد یک قهوه اسپرسو و مردی شبیه به هیچ یک از مشتری ها .همیشه همونجا میشینه. از نظر خودش تنها بازمانده ی نسل خودشه. نسلی که فقط خودش مونده از خودش. گاهی چند بار فنجون خالی رو میبره و میاره پایین. همیشه چند بار صدا میکنه تا یکی بیاد ببینه چرا فنجون خالیه. از نظر اون میدانی که روبروی کافه هست. یه برجه که...
  • قطار شماره123-3 دوشنبه 26 مهر 1400 16:45
    برف زمین را سفید پوش کرده..بچه ها به دنبال آدم برفی درست کردن هستند. قطار به آرامی شروع به حرکت می کند..هویج و کلاه بافتنی رنگو رو رفته ی سر به سر گذاشته ی سفیدی رنگی بی رنگی.دانه های ریز بی رنگ و سفیدی زمین تشنه و نیمکت آبی ایستگاه خلوت. بچه ها با دیدن قطار به دنبال آدم برفی ها می دوند و دست تکان دادن های آرام و تند...
  • داستان شماره 1 قطار شماره 123 دوشنبه 26 مهر 1400 16:43
    قطار به آرامی شروع به حرکت می کند ..ایستگاه اول واگن های آبی با یک خط سبز به شماره123... رد می شود رد می شود رد می شود..نرده های آبی.چندبچه.گربه ای که می لنگد...بچه ها برای مسافران زبان درازی می کنند.کوپه32-پسری جوان شصتش را به آنها نشان می دهد.کوپه32-پیرمردی در حال حل کردن جدول روزنامه تاریخ گذشته ای است که همان پسر...
  • داستان کوتاه-پشت این خانه دوشنبه 26 مهر 1400 16:41
    پن چره را باز میکند .نگاه میکند.سایه روی دیوار میدونی پشت این خونه یک بهشته.یک بهشت کوچیک اونجا کلی آدم زندگی میکنند.مردی از درون سایه بیرون می آید.کجا کسی زندگی میکند کو ببینم.اونجا نگاه کن .اونجا که زمین خشک و با علف های هرز هیچ چی نیست .چرا نگاه کن کلی آدم خوشحال هستند وسط اونجا نشستن دارن حرف میزنن. کجا اونجا رو...
  • حسام الدین شفیعیان-متن ادبی دوشنبه 26 مهر 1400 16:38
    دیگر بار درختی بشو اگر صدای ریشه آن تبر نیست .آن که درخت بکاشت ریشه در روح دیگری همی کند که ببار آورد زندگانی,ما سمفونی عشق را بکاشتیم و نهال های آن نوبرانه ای عاشقانه هست.زمین وسعت دلتنگی آدمهاست.شاید این قصه نوشته ای خواناست.زندگی آنقدر وسیع بود که خود را میان شاخساران آرامش گم کردیم.زندگی شهری ما بعد درون آهن...
  • /فصل رفتن ها/مزار تنهایی من/ دوشنبه 26 مهر 1400 16:36
    /فصل رفتن ها/ اسطوره ی تاریخ کهن شوالیه ی درد های زمین قصه ی ماقبل از عدم بر ختم جایی در قصیده ی تبلور پنهان از زندگی پازلی از چند اپیزودیه غمبار از فصل زمستان تا پائیز تک نواز سمفونی مرگ قطعه ای از متینگ تنهایی بار شکستن ماضی های بعید هر چه قبل بود حال بعید تکرار فاعلاتن فاعلاتن های فالش مغز تمامیه مداد هایت برایت غم...
  • روی دشت اقاقیا و آفتابگردان ها دوشنبه 26 مهر 1400 16:33
    من با قافیه ها هم وزنم یک شعر روی دار قالی بی حرفم گلچین تپیده در گوله برفی طرح قالی هستم من درون تابیدن دستان به شعر هستم من روی تابلوی عبور ممنوعی خوش نوشته شده بود آواز پرستوها آزاد قفس آزاد درون شعر پرنده آزاد روی واژه کمی اشک بشو شعر من برای تنیده شدن پیله دگر پروانست روی دشت اقاقیا و آفتابگردان ها دشت پر از شعر...
  • شهر آرزوها دوشنبه 26 مهر 1400 16:30
    شهر خواب بافتنی زمستانی شهر خواب طولانی چهارراه حروف آجرهای درهم تکیده ساختمان های غروب بلواری که میبرد زندگی را جای پنهانی جایی در شهر مردی میزد تار تنهایی خزان برگ گرفته شهر درد و غم داشت اینجا شهر آرزوها کمی حرف میداشت برای شعرم بافتنی میبافی آدم برفی ها همیشه قصه رفتن دارند
  • شهری رویایی دوشنبه 26 مهر 1400 16:28
    یک سبد شعر برای کلبه ی تنهایی یک سبد واژه پر از حجم دردو کمی بارانی نغمه ای که مرا میبرد با خود به شهری رویایی آنجا باغبان داشت گلی و گیاهو دلی دریایی پشت پرچین اقاقی یک نفر شعر میخواند از غم واژه کمی حرف کمی گل میکاشت جای حرفم نبود طاقچه ی حجم هجایای کشیده روی کلمات پتک انگیز ترین خورد کننده داشت کلمه روی ردیف صبح...
  • حسام الدین شفیعیان-عکاسی دوشنبه 26 مهر 1400 16:25
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:24
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:22
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:20
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:20
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:19
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:18
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:17
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:15
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:14
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:14
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:13
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:12
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:12
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:12
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:11
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:10
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:09
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:08
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 16:06
  • 1469
  • 1
  • ...
  • 9
  • 10
  • صفحه 11
  • 12
  • 13
  • ...
  • 49