خانه عناوین مطالب تماس با من

حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

دسته‌ها

  • حسام الدین شفیعیان-عکاسی 1067
  • حسام الدین شفیعیان-فیلمبرداری 58
  • عیسی مسیح 22
  • حسام الدین شفیعیان-شعر 17
  • حسام الدین شفیعیان 101
  • عکاسی1 10
  • عکاسی2 11
  • عکاسی3 42
  • عکاسی4 37
  • عکاسی5 14
  • عکاسی6 12
  • عکاسی7 8
  • مسیحیت 10
  • عکاسی 58
  • گوناگون 1

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • آخرین یادداشت خوش آمدید
  • غزل شماره 106 دیوان حافظ
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان
  • عکاس-حسام الدین شفیعیان

بایگانی

  • مهر 1400 1469

جستجو


آمار : 5198 بازدید Powered by Blogsky

Jesus Christ

هنگامی که عیسی برای عید پِسَح در اورشلیم بود

،‏ بسیاری از مردم با دیدن نشانه‌هایی که به ظهور می‌رسانْد،‏ به نام او ایمان آوردند.‏ 

۲۴  اما عیسی به دلیل شناختی که از همهٔ آنان داشت،‏ به ایشان اعتماد نکرد.‏ 

۲۵  همچنین نیازی نداشت در مورد انسان‌ها چیزی به او گفته شود،‏ 

چون خود از آنچه در وجود انسان‌هاست،‏ آگاه بود.‏

حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 ساعت 02:03
0 نظر

عیسی ناصری-عیسی مسیح-ישוע-הושע-masih

برخی از فَریسیانی که در آنجا حضور داشتند

 و این‌ها را شنیدند،‏ به عیسی گفتند:‏

 «پس آیا ما هم کور هستیم؟‏»

 ۴۱  عیسی پاسخ داد:

‏ «اگر کور بودید،‏ گناهی نمی‌داشتید.‏

 اما حال چون می‌گویید که می‌بینید،‏ گناهتان باقی می‌ماند.‏


حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 ساعت 02:00
0 نظر

+عیسی مسیح+

۵۴  عیسی پاسخ داد:

‏ «اگر من خود را جلال دهم،‏ جلال من هیچ است.‏ پدر من است که مرا جلال می‌دهد؛‏ 

همان که شما می‌گویید،‏ خدایتان است.‏ 

۵۵  با این حال شما او را نشناخته‌اید،

‏ اما من او را می‌شناسم و اگر بگویم که او را نمی‌شناسم،

‏ همچون شما دروغگو خواهم بود.‏ اما من او را می‌شناسم و کلام او را حفظ می‌کنم

حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 ساعت 01:55
0 نظر

مسیح

۷  بعد از این امور،‏ عیسی همچنان به سفر خود در جلیل ادامه داد.‏

 او نمی‌خواست به یهودیه برود،‏ چون یهودیان قصد داشتند او را بکشند.‏ 

۲  اما عید خیمه‌ها که از اعیاد یهودی بود،‏ نزدیک بود.‏

 ۳  پس برادرانش به او گفتند:‏

 «اینجا را ترک کن و به یهودیه برو تا شاگردانت نیز کارهای تو را ببینند؛‏ 

۴  زیرا آن که می‌خواهد شناخته شود،‏ در پنهان کاری نمی‌کند.



‏ حال تو که این کارها را می‌کنی،‏ خودت را به دنیا نشان بده.‏» 

۵  در واقع برادرانش به او ایمان نیاورده بودند.‏ 

۶  پس عیسی به آنان گفت:‏ «وقت من هنوز نرسیده است،‏

 اما برای شما هر زمانی مناسب است.‏ 

۷  دلیلی ندارد که دنیا از شما نفرت داشته باشد،

‏ اما از من نفرت دارد؛‏ زیرا من در مورد آن شهادت می‌دهم که اعمالش شریر است.‏ 

۸  شما برای عید بروید؛‏ 

من اکنون برای این عید نمی‌آیم؛‏ 

زیرا وقت من هنوز کاملاً نرسیده است.‏»

حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 ساعت 01:50
0 نظر

عیسی مسیح

۱۱  از این رو،‏ یهودیان هنگام عید به دنبال او می‌گشتند و می‌گفتند:‏ 

«آن مرد کجاست؟‏» 

۱۲  مردم بین خود در مورد او صحبت‌های بسیاری می‌کردند.‏ 

برخی می‌گفتند:‏ «او مرد خوبی است.‏»

 برخی دیگر می‌گفتند:‏ «خیر،‏ او مردم را گمراه می‌کند.‏» 

۱۳  البته،‏ به دلیل ترس از یهودیان،‏*

 هیچ کس آشکارا در مورد او صحبت نمی‌کرد.‏

۱۴  نیمی از ایّام عید گذشته بود.

‏ آنگاه عیسی به معبد رفت و به تعلیم دادن پرداخت.‏

 ۱۵  یهودیان با تعجب می‌گفتند:‏ 

«چطور این مرد که در مدارس دینی*

 آموزش ندیده است،‏ چنین دانشی از نوشته‌های مقدّس* دارد؟‏»

 ۱۶  عیسی در جواب به آنان گفت:‏ 

«آنچه من تعلیم می‌دهم از من نیست،‏

 بلکه از کسی است که مرا فرستاده است.‏

حسام الدین شفیعیان دوشنبه 26 مهر 1400 ساعت 01:46
0 نظر
  • 1469
  • 1
  • ...
  • 84
  • 85
  • صفحه 86
  • 87
  • 88
  • ...
  • 294